سامانه پيامك كانون

براي اشتراك دريافت پيامك از سامانه كانون فرهنگي مسجد جامع جندابه
الف-فرهنگي ، مذهبي عدد 1
ب-اخبار روستا عدد 2
ج-موارد الف و ب عدد 3
را به شماره 09133106318 ارسال نماييد

سالگرد مرحوم مغفور"حاج حسین شهریان"

مراسم یکمین سال درگذشت مرحوم مغفور"حاج حسین شهریان"روز پنجشنبه مورخ2/9/1391مصادف با هفتم محرم ازساعت 13:30الی 15:30درمسجدجامع روستای جندابه برگزار میگردد.

چگونه خود را آماده ورود به "ماه محرم" كنيم؟

از پدران و پدربزرگان خود شنیده‌ایم که در دوران قدیم آنها برای درک بهتر ماه محرم و عزاداری اباعبدالله ‌الحسین علیه‌السلام 40 روز قبل از آن مراقبت کرده و به ترک معصیت و گناه می‌پرداختند و با خواندن زیارت عاشورا و اعمالی خاص خود را برای این ماه پر از غم آماده می‌کردند.

با توجه به در پیش بودن ماه پیروزی خون بر شمشیر، شرط لازم برای درک صحیح این ماه را پرهیز از محرمات می‌باشد.

برای اینکه انسان مُحَرمی شود، باید مُحْرِم شود، یعنی دروغ نگوید، تهمت نزند، غیبت نکند و به طور کلی کار حرامی را مرتکب نشود.

هنگامی که حاجی در مکه مُحْرِم می‌شود، انجام 24 کار بر او حرام می‌شود که 18 مورد آن مربوط به امور حلال زندگی است، در واقع کسی که می‌خواهد در محرّم خدایی شود، باید موظب حلال‌های خدا هم باشد.

 
برای مُحْرِم شدن، نیاز به قلب سلیم داریم

 پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَقَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَقَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَالْبَلاءُ وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَالْعُقْبَی وَالْمَوْلَی».

وی ادامه داد: حضرت(صلی الله علیه وآله) فرمودند: قلب‌ها سه نوع هستند، دسته اول قلبی که مشغول و وابسته به دنیا است، دوم، قلبی که مشغول به تنعّمات اخروی است و در نهایت قلبی که وابسته به مولا است.

قلبی که سرگرم و وابسته به دنیا است،‌ همیشه دچار سختی و گرفتاری است، آن قلبی که وابسته به تنعّمات اخروی است ‌به درجات و مراتب بالایی می‌رسد و قلبی که دل‏بسته به مولا (خدا) است، هم دنیا دارد، ‌هم آخرت را دارد و هم خدا را دارد، اما دلی که به لذت‌های دنیوی دل‏بسته شده و سرگرم آن است، این را بداند که همیشه در ناراحتی و گرفتاری است؛ یعنی حتی لذّت دنیایی را هم نمی‏برد، مسایل دنیایی این‏گونه است! ‌به هرچه از دنیا برسد، باز می‌بیند کمبود دارد و پیوسته در سختی و گرفتاری است.

برای اینکه انسان مُحَرمی شود، باید مُحْرِم شود، یعنی دروغ نگوید، تهمت نزند، غیبت نکند و به طور کلی کار حرامی را مرتکب نشود

آن دلی که همیشه دل‏بسته به خدا است، در نتیجه سه چیز دارد: دنیا دارد، به این معنا که در دنیا هیچ ناراحتی ندارد،  در آخرت هم تنعّمات اخروی‏اش را دارد و بالاتر از همه این است که قرب به خداوند هم پیدا می‌کند، چرا که دل‏بسته به خدا همیشه به یاد خدا است.

 
اعمال ویژه استقبال از محرم

1- خواندن زیارت عاشورا به طور مستمر ترجیحأ هر روز و دو رکعت نماز زیارت بعد از آن

2- قرائت 2 صفحه از آیات قرآن کریم و تأمل در آن و هدیه کردن ثواب آن به اصحاب امام حسین علیه السلام

3- گفتن اذکار الهی بالأخص "صلوات بر محمد و آل محمد" روزی 100 مرتبه

این اعمال سه گانه پایه و اساس استقبال از محرم است و این اعمال نیز ما را در این راه بیشتر یاری می کند ...

آن دلی که همیشه دل‏بسته به خدا است، در نتیجه سه چیز دارد: دنیا دارد، به این معنا که در دنیا هیچ ناراحتی ندارد، در آخرت هم تنعّمات اخروی‏اش را دارد و بالاتر از همه این است که قرب به خداوند هم پیدا می‌کند، چرا که دل‏بسته به خدا همیشه به یاد خدا است

سعی در ترک معصیت

کمتر سخن گفتن(دقت در ترک گناهان زبانی غیبت و تهمت و...)

دقت در گوش دادن (ترک گناهان شنیداری ... موسیقی شنیدن .. غیبت و افترا و...)

دقت در دیدن (نگاه به نامحرم و تصاویر گناه آلود -نگاه غضب آلود و...)

دقت در خوردن(استفاده از مال حلال و کم خوری و پرهیز از اسراف ... )

دقت در رفتار (خوش اخلاق و مهربان بودن با بزرگان و کودکان- فروبردن خشم - پرهیز از ناسزاگویی - احترام به پدر و مادر - توجه به دوستان و همسایگان - توجه به محرومین و نیازمندان و...)

 
اعمال دیگر برای مراقبه ...

سعی در دائم الوضو بودن در همه ی شرایط

خواندن نمازهای واجب در اول وقت و خواندن نمازهای قضا

گرفتن روزه های قضا و یا مستحبی حداقل دو روز در هفته مانند دوشنبه و پنج شنبه

مطالعه ی کتب مفید و زیبا بلأخص کتبی در ارتباط با زندگانی امام حسین علیه السلام و واقعه ی عاشورا

کمک به آماده شدن و برگزاری هیأت های مذهبی در ایام محرم و صفر                                                                                                     

منبع: تبین

چه خیبر آمو؟     (قاسم ترابی هم برگشت!)

از کیچی باغ نومی  ردی بویی

آمو کفتین سری شونش اسا و  آسه آسه  شی

نزیکوش  رسایی 

آمو سلام

سلامون علیکم

چوطوری   ..  پوری زهرایی ؟

بله  امو  .  شوما خوبی آمو  ؟  چه خیبر ؟

بد نیم   . ارو  اوومیو 

داری شی کینو  او سرتی

آخه یه چکه او دارم  به  یایی نارسه   آما  لابودی و

مجبورم  دوتا کرت  یونجه دارم   چی بی گو نیو  

سرومی گرمو

خودا را شکر  .

خوب  امو  تنوت  سالم   اینشالله  خوبی گرته .

ها   طوری  نیو 

وت هم دارتم  شویم  

د راسی تله گو رسایم  صودا  ماشین باری تومه 

آمو  با صودایی بیلند  شوات

الله و اکبر   و نالن   و نالن  یه چکه  او  تو سیدر  و  بو

آخه  انصافوت   کوشییه    ؟ 

  با تانگ  دوقدی   او  بیری؟؟

موات امو  یه چیش    و واج  ..

ولوشکه   آمو   امسال  او  کمو   مردم  واجب ترن 

اینشالله  خودا برکتوش  هه ته

د  سیدری کینو رسایم    یه چکه او و می  وخا  و

آمو جی ایشی  کومبش برارت  و  او  رو کفت 

آمو  وتا وتی  او  شی   

پیش خوی  موات   خودا یا  چقدر  آمو صبور بی 

العان  چند  سال از دی ماجرا ودرایه

نه از  آمو خیبری هو  نه از  کشاورزی

خوداشی  بیامورزا   مسرا  گنداوه 

 چقدر صبور  . مومن . با گذشت  و

زحمت کش   بوین

مطالب خانودی دیگر را در وبلاگ سپیدار بخوانید.

بقيه مطالب خواندني را در وبلاگ سپيدار بخوانيد.

پدر بدون استثنا، هر سه وعده ی غذا را در خانه و در کنار ما صرف می کردند. پدر ساعت 7 صبح، 12.5 ظهر و 8 شب همیشه سر میز غذا حاضر بودند. در چیدن سفره و جمع کردن آن همیشه به مادر کمک می کردند. ما را نیز تشویق می کردند که در امور خانه به مادر کمک کنیم. ایشان عقیده داشتند که وقتی قشنگ غذا بخوریم، یعنی آرام و سنجیده و با تأمل غذا را صرف کنیم، در حقیقت با هر لقمه ای به دو فلسفه عمل کرده ایم: یک بار از خداوند سپاس گذاری کرده ایم و شکر برکات او را به جا آورده ایم، و از طرف دیگر اعتقاد داشتند که با طرز زیبا غذا خوردن از خانم خانه تشکر کرده ایم، زیرا مادر برای تهیه هر غذا چند ساعت از وقت خود را صرف می کند تا ما غذایی سالم و خوشمزه بخوریم. همیشه سر سفره با بهانه ای شروع به تعریف از غذا را می کردند و مادر از نکته سنجی های پدر خوشحال می شدند.

پروفسور حسابی مردی خوشرو، فروتن و با وقار بود. کم سخن می گفت و بسیار می اندیشید.قناعت و صرفه جویی، از ویژگی های اخلاقی ایشان بود و هر چه در اختیارشان قرار می گرفت، به عنوان نعمتی الهی در نظر می گرفت و از آن کمال استفاده را می برد. هیچ گاه از تحصیل علم غافل نشد و در طول 38 سال پایانی عمر، شبی یک ساعت به فراگیری زبان آلمانی می پرداخت.گوش دادن به اخبارهای داخلی و خارجی، باغبانی، آهنگری، نجاری و ابداعات علمی و صنعتی، از سرگرمی های ایشان بود. به همسر و فرزندان خود عشق می ورزید، به آنان احترام می گذاشت و با وجود مشغله بسیار، همواره می کوشید از هر فرصتی برای تبادل نظر و هم نشینی با آنان استفاده کند.

در ادامه مطالب بیشتری از این انسان وارسته می خوانید.

ادامه نوشته

قصیده ای هنرمندانه و ماندگار از مرحوم صغیر اصفهانی در مدح و منقبت امیر المومنین(ع)

 

از الف اول امام از بعد پيغمبر علي است
آمر امر الهي شاه دين‌پرور علي است

ب برادر با نبي بيرق فراز دين حق
بحر احسان باب لطف بي‌حد و بي‌مر علي است

ت تبارك تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تيغ‌آور خسرو مستغني از لشگر علي است

ث ثري مقدم ثريا متكا ثابت قدم
ثاني احمد به ذات كبريا مظهر علي است

ج جاه و قدرش ار خواهي به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبي از جمله بالاتر علي است

ح حدوثش با قدم مقرون حديثش حرف حق
حاكم حكم اللهي حيه در حيدر علي است

خ خداوند ظفر خيبر گشا مرحب شكار
خسرو ملك ولايت خلق را رهبر علي است

د داماد نبي دست خدا داراي دين
داعي ايجاد موجودات از داور علي است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوي ملحد ابتر علي است

ر رفيع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنماي خلق عالم ساقي كوثر علي است

ز زبر دست و زكي و زاهد و زهد آفرين
زيب بخش مسجد و زينت ده منبر علي است

س سعيد و سيد و سرور سلوني انتساب
سر لا رطب و لا يا بس سر و سرور علي است

ش شفيع المذنبين شير خدا شاه نجف
شمع ايوان هدايت شافع محشر علي است

ص صديق و صبور و صالح و صاحب كرم
صبح صادق از درون شب پديدآور علي است

ض ضرغام شجاعت پيشه‌ي روشن ضمير
ضاربي كز ضربش المضروب لايخبر علي است

ط طبيب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه كاخ مطبق طرح را لنگر علي است

ظ ظهير ملك و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خداي خالق اكبر علي است

ع عين‌الله و علي جاه و علام الغيوب
عالم علم علي الاشيا ز خشك و تر علي است

غ غران شير يزدان غيرت الله المبين
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علي است

ف فصيح و فاضل و فخر عرب مير عجم
فارس ميدان مردي فاتح خيبر علي است

ق قلب عالم امكان قسيم خلد و نار
قاضي روز قيامت خواجه‌ي قنبر علي است

ك كنز علم ماكان و علوم مايكون
كاشف سر و علن از اكبر و اصغر علي است

ل لطفش شامل احوال كل ما خلق
لازم التعظيم شاه معدلت گستر علي است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف وز انجيل را مصداق و المصدر علي است

ن نظام نه فلك از نام نيكش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علي است

و واجب منزلت ممكن نما والا گهر
واقف از ماوقع و از ما وقع يك سر علي است

هـ هوالهادي المضلين في الصراط المستقيم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علي است

ي يدالله فوق ايديهم يكي از مدح او
يك سر از يا تا الف هر حرف را مضمر علي است

آدم و نوح سليمان و خليل بي‌خلل
موسي با اقتدار و عيسي با فر علي است

جان علي جانان علي ظاهر علي باطن علي
مي علي مينا علي ساقي علي ساغر علي است

گويي ار مدح علي ديگر چه غم داري صغير
ياور خلق جهاني گر ترا ياور علي است

جوانان روستا چه کسانی را باید الگوی خود قرار دهند؟

بی تردید یک یا چند الگوی موفق لازمه موفقیت هر انسانی است که جوانان با استعداد روستا نیز از این نیاز مستثنا نیستند. پروفسور محمود حسابی از کم نظیر ترین شخصیت های علمی معاصر ایران و جهان است که به لحاظ شخصیت ویژه و خاصی که داشتند می توانند برای تمام جوانان جهان الگو باشند. متاسفانه شناختی که اکثر ما از این اعجوبه معاصر داریم تنها به بعد علمی ایشان و نظریات علمی ایشان محدود می شود اما باید گفت شخصیت دکتر حسابی فراتر از یک چهره علمی چونان انیشتین و ... است. مطالعه احوالات ایشان برای هر کسی مخصوصا جوانان روستا که امروز بیش از هر چیزی به یک برنامه مدون برای پیشرفت همه جانبه خود نیاز دارند یقینا می تواند مفید فایده باشد. اینجانب ضمن توصیه اکید دوستانم بر مطالعه زندگی این فرهیخته خوانندگان محترم را به خواندن کتاب "استاد عشق" نوشته مهندس ایرج حسابی توصیه می کنم. مطلب زیر از این کتاب انتخاب شده است.

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:

وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد

یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است.

بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.