روزهایی که زور ما از رئیس جمهور هم بیشتر بود

اگه دفعه بعد رئیس جمهور هم بیاد توپ رو بهش نمیدم. نعمت  اینو گفت و توپو بهمون داد. اون روزها رئیس جمهور هاشمی رفسنجانی بود و ما با همان نگاه سیاسی کودکانه که به مسائل داشتیم نعمت رو بزرگتر و قوی تر از رئیس جمهور تو ذهنمون تجسم کردیم چون حتی اگه خود هاشمی هم میومد نمیتونست توپ ما رو پس بگیره. البته دفعه بعد هم که توپ رو انداختیم تو خونشون و باز هم با امید پس گرفتن توپمون در خونشون رو زدیم و او که دید تهدیدهاش فایده ای ندارد بازهم توپ رو بهمون پس داد فهمیدیم زورمان از رئیس جمهور هم بیشتر است!!

قصه توپ های پلاستیکی و کوچه های خاکی و مدرسه ابتدایی قدیمی و راهنمایی جندابه قصه های تمام ناشدنی است. قصه هایی که خیلی ها در آفریدنش نقش داشتند. محمد و اصغر دولتخواه و محمد احمدیان از خبره ترین توپ لایه کن های جندابه بودند.البته کمی اگر به قبل تر برگردیم علی ابوترابی، علی باقری و مجید اسماعیلی رو هم میشه بهشون اضافه کرد. مجید هم تو جندابه با دروازه گل کوچیکاش داستانی بود برا خودش.

جنس توپ ها هم با هم فرق می کرد ولی معمولا یک توپ رو دو لایه می کردند و کمتر پیش میومد که سه لایه باشن. بسته به کوچیکی و بزرگی لایی ها و همچنین به قوت بازوی توپ لایی کن ها دوجور این توپ ها لایی می شد. اگه لایی ها بزرگتر از توپ داخلی بودن معمولا با درفش لایی رو سوراخ می کردند و با نخ لایی رو می دوختند ولی اگه لایی هم سایز توپ اصلی بود و البته توپ لایی کن خبره بود با فشار دست لایی رو می کشدن سر توپ و نیازی به دوختن نبود که البته این یکی خیلی بهتر بود برای بازی کردن،چون دیگه فاصله ای بین توپ و لایی وجود نمی داشت تا ریگ کف کوچه برن داخل لایی و به توپ آسیب بزنند.

بعدها کمی اینطرفتر توپ های تیوپی که علامت دنا روی آن بود وارد روستا شد ولی این توپ ها هم زمانی شانس افتادن زیر دست و پای بچه های جندابه را پیدا می کرد که یکی دوتا لایه رویشان رو می گرفت. به این شکل که اول باد توپ تیوپی را خالی می کردند و آنرا از طریق دایره کوچکی که با چاقو روی توپ پلاستیکی ایجاد می کردند وارد آن توپ پلاستیکی می کردند و بعد مجدد آن را هم با فشار وارد یک توپ پلاستیکی دیگر می کردند و بعد با تلمبه بادش می کردند که بشود تو کوچه های خاکی کمی دوام بیاورد. بعضی وقتها در این توپها وسط بازی از جا بیرون می پرید و باد توپ خالی می شد و بچه ها را مدتی درگیر جستجوی خود می نمود.

خیلی وقت ها یک توپ حتی در زمین خاکی روزهای زیادی دوام می آورد و این به جنس توپ تیوپی، جنس لایی ها و نیز شخص لایی کن و البته زمین بازی بستگی داشت. یه وقت هایی هم اولین شوت همان و ترکیدن توپ هم همان... .

عید نوروز یادآور خاطرات بسیار شیرینی است که هیچگاه از یاد ما نخواهند رفت...

 

تاثیر عید نوروز بر اجرای عدالت

روزهای پایانی سال اگر چه توام با مشکلات اقتصادی زیادی برای مردم شریف ایران است اما بازهم نمی توان نشاط موجود در میان مردم را نادیده گرفت. قضات محاکم نیز از این موضوع مستثنا نیستند و به تعبیر یکی از همکاران این روزها عدالت را نرم تر اجرا می کنند با این حساب چنانچه پرونده شما مدتهاست بلاتکلیف مانده یا احضار گردیده اید ولی به دلیل نداشتن وثیقه از حضور در دادسرا می ترسید و یا اینکه می خواهید نسبت به یک حکم قطعی اعمال ماده ۲۷۷ نمایید و درخواست تخفیف نسبت به آن حکم قطعی را بنمایید الان بهترین زمان ممکن است. چرا که به هرحال قضات نیز بسان همه مردم خوشحالند.شاید آن قاضی صادرکننده حکم نیز بخواهد شیرینی و خوشحالی دختر دلبندش را با دختر محکوم پرونده اش تقسیم کند.

حال ای برادر و خواهر عزیز ؛ اکنون که زیباترین مفهوم هستی یعنی عدالت که تمام انبیا و اوصیا برای تحقق آن آمده اند نیز در گرو رستاخیز طبیعت معنای مهربانتری به خود گرفته، آیا بجا نیست من و شما نیز در این ایام با خویشان خود و کسانی که به هردلیلی از یکدیگر بریده ایم، مهربانتر باشیم؟ به واقع یک یک ما نیز با همه مشکلاتی که داریم می توانیم با لبخند مهربانانه، با بوسیدن دست پدر و مادر در لحظات تحویل سال، با گفتن یک جمله محبت آمیز همراه با لبخند به دوست و همشهری و آشنا و غریبه در این ایام، با امید دادن به کسانی که نیاز به یک جمله مهربانانه دارند تا زندگیشان متحول گردد... می توانیم زندگی را زیباتر و صمیمی تر کنیم. باور کنید هیچ هزینه ای ندارد. مولای متقیان امیر مومنان (ع) می فرمایند: دلها گریزانند به سوی کسانی متمایلند که خوشروتر باشند.

نوروز باستانی بر شما فرخنده باد.

 

دختر بچه پرتقال دلش خواسته بود.
مادرش گفته بود توی این فصل پرتقال از کجا پیدا کنیم؟
بعد از چند دقیقه دختر بچه با یک پرتقال وارد اتاق شده بود.
هیچ کس نمی دانست این پرتقال را کی دست او داده
آقا فرموده بود این بچه توی حرم دلش پرتقال خواسته بود، حالا با قاعده به او پرتقال داده اند.
منظور آقا این بود که توی حرم هرچیزی که واقعا دلت بخواهد با قاعده می آورند بهت می دهند.
"با قاعده" یکی از آن تکیه کلام های شیرین آقا بود.

آیت الله بهجت را می گویم.

می گفتند بچه ها را که حرم می برید حتما خوراکی دستشان بدهید که توی حرم بخورند...

جلسه فرهنگی

جلسه فرهنگی سه شنبه هفته قبل در منزل آقای رضا بهنامپور برگزار شد . در این جلسه آقای بابایی ضمن بررسی مسائل روستا بویژه قیمت گذاری زمین در روستا به چند نکته اخلاقی نیز اشاره کردند که مهمترین آن سحرخیزی و دائم الوضو بودن بود . حسن ختام این جلسه نیز دعای توسل بود . جلسه امشب در منزل آقای اکبر بابایی ساعت ۱۹:۴۵ برگزار می گردد .

زندان دستگرد!!!!!!!!!

از جندابه به سمت مشکنان می رفتم که با چراغ های مکرر ماشین ماکسیما توقف کردم. ظاهراْ غریب بود و دنبال چیزی می گشت. مردی با هیکلی درشت  که معلوم بود از منطقه ما نیست با لهجه جنوبی که داشت سرش را از ماشین بیرون کرد  و گفت : ببخشید آقا زندان دستگرد کجاست؟ حالا دقیقاْ زیر روستای دستگرد بودیم. اولش مات شدم و بعد متوجه شدم که آدرس زندان دستگرد را با آدرس روستای دستگرد اشتباه دادن یا اشتباه گرفته. پیاده شدم و آدرس درست را دادم .

جمع آوری مخروبه ها

چند روزی است در روستا پروژه جمع آوری مخروبه ها شروع شده . این مخروبه ها محل خطر بود و چهره زشتی به روستا داده بود . در ادامه چند تصویر از این عملیات را مشاهده نمایید .

بارش برف

دیروز از نزدیکی های ظهر بارش باران در روستا آغاز شد که این بارش از ظهر به بعد تا نیمه های شب به برف تبدیل شد و چهره و صورت سفیدی را خداوند به روستا هدیه کرد . سفیدی که درختان را به سجده به درگاه خدا به خاطر نعمت فراوان واداشت و شاخه هایشان روی زمین قرار گرفت . حال ما انسیان هم باید شکرگزار این نعمت بی پایان خداوند باشیم . نعمتی که ماه هاست منتظرش بودیم و حالا باید از این نعمت به طور صحیح استفاده کنبم . در ادامه تصاویری از لحظات بارش برف را مشاهده نمایید .

 

ادامه تصاویر را در قسمت ادامه مطلب مشاهده نمایید .

ادامه نوشته

جلسه فرهنگی

جلسه فرهنگی سه شنبه شب در منزل عباس ترابی برگزار گردید . در این جلسه ابتدا آیاتی از کلام اله مجید قرائت شد . در ادامه باب چهارم از فصل یازدهم کتاب حلیه المتقین راجع به آداب نشستن در مجالس روخوانی گردید . این کتاب در پایان به صاحب خانه اهدا گردید . حسن ختام این جلسه هم دعای توسل بود . جلسه هفته بعد در منزل آقای رضا بهنامپور برگزار می گردد .

جلسه فرهنگی

جلسه فرهنگی شب های چهارشنبه هفته قبل در منزل محمد رضا بهنام پور برگزار شد . در این جلسه آقای جعفری مرام با بیان حدیث قدسی جلسه را اداره نمودند . حسن ختام هم همانند شب های قبل دعای توسل بود . جلسه امشب در منزل آقای عباس ترابی ساعت ۱۹:۳۰ برگزار می گردد.

نحوه برخورد رهبر انقلاب

این مطلی را دوستی با نام "۱" در قسمت نظرات قرار داده بود . ترجیح دادیم در صفحه اصلی قرار گیرد تا مخاطبین بیشتری بخوانند.

نحوه برخورد رهبر انقلاب با دختر و پسر جوان در کوه
آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید.
به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران ؛ یکی از محافظان مقام معظم رهبری در قالب خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها، آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟؛ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیر من و این دختر دوست هستیم.

آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود: بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، و من هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .

آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.
منبع/ نشریه ماه تمام، شماره ۳،ص۱۷